تحلیل ما نشان میدهد که این محدودیتها، به ویژه در پروندههای موسوم به امنیتی که تحت تأثیر تبصره ماده ۴۸ قانون آیین دادرسی کیفری قرار دارند، دسترسی متهمان به وکلای مستقل را به شدت کاهش داده و خطر نقض حقوق اولیه، از جمله احتمال شکنجه و اعترافات اجباری را افزایش میدهد. این وضعیت، نه تنها نظم قضایی را تحت الشعاع قرار میدهد، بلکه فضای مدنی و امکان اعمال آزادی بیان را نیز به طور جدی مخدوش میسازد.
در حالی که وکلا نقش حیاتی در حفظ حقوق شهروندی و تضمین دادرسی عادلانه ایفا میکنند، هدف قرار گرفتن آنان به منزله ضربهای مستقیم به بنیانهای جامعه مدنی و حاکمیت قانون تلقی میشود. استمرار این اقدامات، نه تنها امید به عدالت را کمرنگ میسازد، بلکه جامعه را از وجود مدافعان حقوقی مستقل که ستون فقرات یک نظام قضایی سالم هستند، محروم میکند.

