پس از رخدادهای اعتراضی دیماه ۱۴۰۴، این کارزار شاهد گسترشی چشمگیر بود. شمار قابل توجهی از معترضان، خواسته "نه به اعدام" را در زمره مطالبات خود گنجاندند. این همزمانی، حاکی از درآمیختگی مستقیم لغو مجازات مرگ با جریان اعتراضات سراسری است. در هفته صدو هفتم این کارزار، شهروندان در دهها شهر، از جمله مشهد، کرمانشاه، اصفهان، تهران و تبریز، این شعار را فریاد زدند که نشاندهنده فراگیری آن است. این همسرایی، گذار این کارزار از یک اقدام محدود به یک جریان اجتماعی را نمایان میسازد. "نه به اعدام" اکنون فراتر از پروندههای فردی، به نمادی از مخالفت با رویکردهای کیفری حاکمیت در بستر اعتراضات سراسری بدل شده است.
نقش حیاتی خانوادههای زندانیان و جانباختگان، از عوامل کلیدی در گسترش اجتماعی این کارزار بوده است. حضور پررنگ آنان در تجمعات و سر دادن شعار "نه به اعدام"، بُعدی انسانی به این مطالبه بخشیده است. خانوادهها با بدل کردن رنج شخصی به درخواست عمومی، این کارزار را با اعتراضات سراسری گره زدهاند. صدای دادخواهی آنان، که اکنون محدود به یک پرونده یا منطقه نیست، در بستر اعتراضات سراسری به پژواکی فراگیر تبدیل شده است.
این همافزایی میان خیابان، زندان، خانوادهها و معترضان، ساختاری شبکهای به این جنبش بخشیده و انکار یا حذف آن را دشوارتر ساخته است. تداوم هفتگی کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" و تکرار شعار "نه به اعدام" در اعتراضات سراسری، گواه تثبیت این مطالبه در حافظه جمعی است. "نه به اعدام" در حال حاضر، بیش از یک شعار، نمادی از پیوند میان حقوق شهروندی و مطالبات اجتماعی در بطن تحولات جاری است.

