ریشههای این دگرگونی به دوران پس از سال ۱۳۵۷ بازمیگردد؛ جایی که ادغام شهربانی، ژاندارمری و کمیتههای انقلاب اسلامی، با وجود هدف ظاهری ساماندهی، منجر به تجمیع رویکردهای امنیتی و ایدئولوژیک در بدنه نیروی انتظامی تازه تأسیس گردید. این اتحاد، که در سال ۱۳۷۰ رخ داد، پایههای یک نیروی متمرکز برای سرکوب داخلی را بنا نهاد. اوجگیری نقش امنیتی فراجا با ارتقاء آن به «فرماندهی کل انتظامی» در سال ۱۴۰۰، از سوی عالیترین مقام کشور، معنا و گسترهای نو یافت. این اقدام، صرفاً تغییری در ساختار سازمانی نبود، بلکه با همسطحسازی این نهاد با نهادهای نظامی اصلی، اختیارات، بودجه و توان عملیاتی آن را به شکلی چشمگیر افزایش داد.
در این چارچوب، سازمان اطلاعات فراجا (ساحفا) به عنوان بازوی اطلاعاتی مستقل، نقشی حیاتی در رصد و پیگیری فعالیتهای سیاسی و اجتماعی ایفا میکند. این سازمان، که مستقیماً زیر نظر رهبر نظام فعالیت دارد، وظیفه شناسایی و مقابله با آنچه «فعالیتهای مخرب و نفوذ عوامل بیگانه» خوانده میشود را بر عهده دارد، اما عملاً به ابزاری برای بازداشت، بازجویی و اخذ اعترافات اجباری از مخالفان بدل شده است. در همین راستا، یگانهای ویژه فراجا، در خط مقدم مواجهه با اعتراضات، وظیفه میدانی و سرکوبگرانه را به اجرا درمیآورند. این یگان، که از سال ۱۳۷۰ راهاندازی شده، در شرایط اضطراری و هنگام ناتوانی پلیس عادی در کنترل اوضاع، وارد عمل میشود. با در اختیار داشتن تجهیزات پیشرفتهای همچون خودروهای آبپاش، گازهای اشکآور و انواع سلاحهای ساچمهزنی، این نیرو نقشی کلیدی در خاموش کردن تجمعات ایفا کرده و در موارد متعددی، عامل بروز جراحات شدید و دائمی در میان معترضان، به ویژه آسیبهای چشمی، بوده است. این رویکرد، فراجا را از نهادی حافظ حقوق شهروندان به نیرویی در تضاد مستقیم با آزادیهای بنیادین، از جمله حق بیان و اجتماع، تبدیل کرده است.

