فوری
در حال دریافت اخبار...

اروپا در هرمز؛ ثروتمند، اما ترسو

اروپا در هرمز؛ ثروتمند، اما ترسو
اروپا در هرمز؛ ثروتمند، اما ترسو

این فقط احتیاط نیست؛ این اعتراف به ناتوانی است. آلمان به‌صراحت ایده یک مأموریت مستقل اروپایی برای حفاظت از کشتی‌ها در تنگه هرمز را رد کرد و اعلام شد که اروپا ظرفیت کافی برای چنین اقدام مستقلی ندارد. وقتی یکی از بازیگران اصلی اروپا عملاً می‌گوید اگر آمریکا نتواند امنیت را تضمین کند، اروپا کمتر از آن توان انجامش را دارد، دیگر واژه «ضعف» یک شعار تبلیغاتی نیست؛ یک واقعیت تلخ سیاسی و نظامی است.

اروپا از جنگ نمی‌ترسد؛ از هزینه دادن می‌ترسد. وزیر خارجه آلمان و دیگر مقام‌های اروپایی خواستار شفافیت بیشتر از سوی آمریکا و اسرائیل درباره اهداف جنگ شده‌اند و این نشان می‌دهد اروپا هنوز هم پیش از هر اقدام، دنبال دانستن پایان بازی است تا مبادا بهای حضورش از سود آن بیشتر شود. این همان روحیه‌ای است که قاره اروپا را از یک بازیگر راهبردی به مجموعه‌ای از دولت‌های مردد، حسابگر و هراس‌زده تبدیل کرده است.

واقعیت ساده است: اروپا امنیت انرژی می‌خواهد، اما جرأت پرداخت هزینه امنیت را ندارد. اتحادیه اروپا از یک‌سو بر اهمیت هرمز برای ثبات بازار و تجارت تأکید کرده و از سوی دیگر راه‌حل دیپلماتیک را ترجیح داده، چون نگران است ورود نظامی مستقیم، آن را از حاشیه امن دیپلماسی به قلب درگیری بکشاند. به زبان روشن‌تر، اروپایی‌ها می‌خواهند کشتی‌ها عبور کنند، نفت به بازار برسد و بحران جمع شود، اما ترجیح می‌دهند این هزینه را آمریکا یا دیگران بپردازند.

در همین فضا، دونالد ترامپ از متحدان خواسته برای باز نگه داشتن مسیر کشتیرانی در هرمز و حفاظت از نفتکش‌ها وارد عمل شوند، اما پاسخ اروپا بیشتر مقاومت و مکث بوده تا تصمیم و اقدام. این رفتار از نگاه واشنگتن معنایی جز این ندارد که اروپا همچنان می‌خواهد زیر چتر امنیتی آمریکا بماند، اما هنگام تقسیم بار واقعی امنیت، عقب می‌ایستد.

اشتباه بزرگ اروپا این است که تصور می‌کند این دودلی، بدون هزینه خواهد ماند. تحلیل‌های منتشرشده درباره رویکرد ترامپ نشان می‌دهد که او نگاهی سختگیرانه و معامله‌محور به اروپا دارد و از متحدان می‌خواهد سهم بیشتری از بار دفاعی و امنیتی را بر دوش بکشند. بنابراین عقب‌نشینی امروز اروپا در هرمز می‌تواند فردا به فشار بیشتر سیاسی، حمایت کمتر و برخوردی تحقیرآمیزتر از سوی واشنگتن منجر شود.

بحران هرمز فقط یک بحران دریایی نیست؛ یک آزمون برای سنجش وزن واقعی اروپا در نظم جهانی است. تا اینجا، نتیجه این آزمون برای اروپا روشن است: قاره‌ای ثروتمند که هنوز در لحظه خطر، بیشتر از آنکه قدرتی مستقل باشد، مجموعه‌ای از دولت‌های ترسو، کند و بی‌اراده است.

اروپا شاید امروز از ورود مستقیم به آتش جنگ فرار کند، اما از پیامدهای این فرار نخواهد گریخت. قاره‌ای که در یکی از حیاتی‌ترین گذرگاه‌های انرژی جهان از ایفای نقش قاطع شانه خالی می‌کند، هم اعتبار ژئوپلیتیکی خود را از دست می‌دهد و هم به آمریکا علامت می‌دهد که زمان فشار بیشتر بر متحدان اروپایی رسیده است.

برچسب‌های مرتبط: #مقاله
منبع خبر: iranpolnews