نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران، موسوم به فراجا، در گذر زمان مسیری پرفراز و نشیب را پیموده و از پلیسی که قرار بود حافظ نظم و امنیت اجتماعی باشد، به ابزاری برای کنترل و سرکوب شهروندان بدل شده است. این تحول، ریشه در ادغام نهادهای پیشین با رویکردهای امنیتی و ایدئولوژیک داشته و به تقویت نقش پلیس در مهار نارضایتیهای مردمی انجامیده است. ساختار کنونی فراجا، با انتصاب مستقیم فرمانده آن توسط عالیترین مقام نظام، نشاندهنده ارتقاء جایگاه این نهاد به سطحی فراتر از یک نیروی اجرایی صرف است. در دوران پیش از تشکیل نیروی انتظامی فعلی، نهادهایی چون شهربانی، ژاندارمری و کمیتههای انقلاب اسلامی هر کدام وظیفه حفظ امنیت را بر عهده داشتند. به ویژه کمیتههای انقلاب با ماهیت ایدئولوژیک خود، زمینهساز نقض حقوق اولیه و بازداشتهای خودسرانه بودند. ادغام این نهادها در سال ۱۳۷۰، گرچه با هدف افزایش کارایی صورت گرفت، اما به انتقال روحیه امنیتی به بدنه پلیس یاری رساند. امروز، سازمانهایی چون "ساحفا" به عنوان بازوی اطلاعاتی قدرتمند، به طور مداوم فعالیتهای شهروندان را رصد کرده و یگانهای ویژه نیز با استفاده از تجهیزات پیشرفته، در سرکوب اعتراضات نقش ایفا میکنند. استفاده از سلاحهای غیرمتعارف توسط این یگانها، حتی منجر به آسیبهای دائمی برای معترضان شده است. وابستگی مستقیم فراجا به رهبر نظام، این نیرو را به ابزاری برای اجرای سیاستهای امنیتی و ایدئولوژیک کلان تبدیل کرده که غالباً در تعارض با حقوق بنیادین شهروندان قرار دارد.
دگردیسی نیروی انتظامی ایران: از انتظارات مردمی تا ماشین سرکوب نظام

