پیوند میان تغییرات سیاسی داخلی و اهداف راهبردی هستهای، نکتهای کلیدی در این ارزیابی است. با رفتن رهبری پیشین و احتمال قدرتگیری جناحهای رادیکال، اعتبار فتوای شرعی مبنی بر حرمت دستیابی به سلاح هستهای در ساختار تصمیمگیری جمهوری اسلامی با پرسشهای جدی روبرو شده است. گمانهزنیها نشان میدهد که تغییر موازنه قدرت داخلی میتواند رویکردها را از حالت صلحآمیز به سوی اهداف تسلیحاتی سوق دهد.
از منظر نگارنده، برنامه هستهای ایران همواره با ابهامات فراوانی همراه بوده است؛ در حالی که جامعه جهانی بر شفافیت و نظارت دقیق اصرار دارد، ادعاهای ایران در خصوص ماهیت صلحآمیز برنامهاش با تردیدهای عمیقی مواجه بوده است. گزارشهای اخیر حاکی از آن است که قابلیت دستیابی به توانایی تسلیحات اتمی، که سابقاً خط قرمز تلقی میشد، دیگر دور از دسترس نیست. این وضعیت میتواند موازنه امنیتی منطقه و جهان را به طور اساسی دگرگون سازد.
این تحولات، ضرورت بازنگری دیپلماتیک و امنیتی جامعه جهانی در قبال برنامه هستهای ایران را بیش از پیش آشکار میسازد. شفافیت حداکثری و تضمینهای قاطع برای ممانعت از گسترش تسلیحات اتمی در منطقه حیاتی است. عدم کنترل و نظارت کافی، خطر تشدید تنشهای جهانی و احتمال آغاز مسابقهای تسلیحاتی را در منطقه افزایش خواهد داد.

