راهبرد پیشگفته بر سه محور اساسی استوار است: نخست، تلاش مستقیم برای تضعیف و در نهایت تغییر ساختار حکومت فعلی ایران. دوم، تمرکز بر کاستن از قابلیتهای نظامی و تسلیحاتی تهران که به باور اسرائیل، امنیت منطقه و منافع حیاتی آن را به مخاطره انداخته است. و سوم، استفاده از ظرفیتهای دیپلماتیک برای منزویسازی بیشتر ایران و محدود کردن دامنه نفوذ این کشور در سطوح منطقهای. فالک با اشاره به سابقه روابط، مدعی شد که "تهران همواره از ابزار فریب بهره میبرد" که این خود، تحلیل راهبردهای این کشور را دشوارتر میسازد.
از منظر نگارنده، این اظهارات فراتر از یک موضعگیری دیپلماتیک صرف، ریشه در برداشت عمیق اسرائیل از ماهیت چالشهای ناشی از جمهوری اسلامی دارد. هدف قرار دادن مستقیم "نظام" به جای صرفاً "فعالیتهای منطقهای"، نشانگر رویکردی جامعنگرانه برای ایجاد تغییرات بنیادین است. موفقیت عملیاتی این استراتژی چندوجهی، امری است که گذر زمان به آن پاسخ خواهد داد، اما بیتردید، این رویکرد، سطح تنشها در منطقه را به شکلی ملموس افزایش خواهد داد. انتظار میرود اسرائیل با ترکیبی از فشارهای نظامی، اقتصادی، اطلاعاتی و دیپلماتیک، اراده سیاسی نظام حاکم بر ایران را هدف قرار دهد تا زمینهساز تحولات داخلی شود.

