تحلیلگران مسائل ایران معتقدند که این تمرکز بر حضور در خیابان، حتی با وجود ریسکهای امنیتی قابل توجه، از نیازمندی نظام به نمایش انسجام داخلی و اراده برای مقابله با چالشها نشأت میگیرد. برگزاری رویدادهای جمعی، فارغ از مقیاس و دلیل حضور شرکتکنندگان، پیامی صریح به داخل و خارج از کشور ارسال میکند؛ پیامی مبنی بر پایداری و قاطعیت نظام در برابر هرگونه مخالفت یا تهدید. این رویکرد، تلاشی برای مدیریت افکار عمومی و القای حس کنترل بر اوضاع، حتی در دل بحرانهای عمیق است.
هرچند این استراتژی در ظاهر به دنبال ایجاد اتحاد و تقویت روحیه ملی است، اما پیامدهای پیچیدهای در پی دارد. فراخواندن عمومی به خیابان در شرایطی که احتمال بروز درگیری یا تشدید تنش بالاست، عملاً گروهی از شهروندان را در معرض آسیب قرار میدهد و ممکن است آنان را به سپری انسانی در برابر فشارهای بیرونی یا نارضایتیهای داخلی تبدیل کند. این نحوه مدیریت بحران، نشاندهنده اولویتدهی به نمایش اقتدار در مقابل ملاحظات ایمنی فردی و جمعی است.
در نگاهی تحلیلی، میتوان گفت که جمهوری اسلامی با تکیه بر این روش، در پی "هنجارسازی" حضور و اثرگذاری مداوم در صحنه عمومی است. تداوم استفاده از خیابان به عنوان صحنه نمایش قدرت، این مفهوم را القا میکند که هرگونه مخالفت یا اعتراضی باید در چارچوبهای تعریفشده و تحت نظارت حاکمیت صورت گیرد؛ در غیر این صورت، حضور در این فضاها میتواند به ابزاری برای تقویت موضع حکومت بدل شود. این شیوه، با وجود ظاهر آن، تلاش برای کنترل روایت و شکلدهی به برداشت عمومی از واقعیتهای جاری است.

