عمده فعالیتهای اقتصادی در بسیاری از مناطق با رکود مواجه شده و تعطیلی کسبوکارها به امری رایج بدل گشته است. در پایتخت، تهران، سکوتی غیرمنتظره جایگزین هیاهوی همیشگی شده و خیابانها از حضور مردم تهی گشتهاند. بسیاری از شهروندان، مهمترین دغدغه خود را بقا و گذراندن شبانهروز در سایه ناامنی توصیف میکنند. این پدیده، علاوه بر تهدید امنیت جانی، بنیانهای اقتصادی و اجتماعی جامعه را نیز به شدت متزلزل کرده است.
در کنار این ناامنیها، فشار اقتصادی روزافزونی بر خانوارها وارد میشود. قیمت اقلام اساسی، از جمله مواد خوراکی، به طور چشمگیری افزایش یافته و تهیه نیازهای اولیه برای بسیاری از خانوادهها به چالشی طاقتفرسا تبدیل شده است. صفهای طولانی در مقابل نانواییها و جایگاههای سوخت، نمایانگر اضطراب و دشواری معیشتی شهروندان در این برهه حساس است.
فضای امنیتی حاکم بر شهرها با حضور گسترده نیروهای نظامی و انتظامی و ایستهای بازرسی مداوم، بر احساس ناامنی شهروندان افزوده است. این تدابیر، که با هدف کنترل اجتماعی صورت میگیرد، باعث شده تا بسیاری از مردم حتی از حضور در اماکن عمومی نیز احساس نگرانی کنند.
پیامدهای روانی جنگ، به ویژه بر کودکان، نگرانی فزایندهای را در میان والدین ایجاد کرده است. صداهای ناشی از انفجار و پرواز هواپیماها، اضطراب و ترس شدید را در میان کودکان برمیانگیزد و آرامش شبانه خانوادهها را برهم میزند. این نسل، بیش از هر قشر دیگری، آسیبپذیر در برابر فضای پرتنش ناشی از منازعات خارجی و داخلی است.
از منظر کارشناسان اجتماعی، مردم ایران در وضعیتی خطیر قرار گرفتهاند؛ جامعهای که پیش از این شاهد سرکوب اعتراضات مردمی بود، اکنون در معرض تهدیدات ناشی از جنگ قرار گرفته است. این شرایط، برخی را بر آن داشته تا از تبدیل شدن شهروندان به «سپر انسانی» سخن گویند؛ مردمی که بدون نقش در تصمیمگیریهای کلان، بار سنگین تبعات درگیریها را به دوش میکشند.

