فوری
در حال دریافت اخبار...

فروغ جوانی خاموش در التهاب خیابان؛ نگاهی به سرنوشت تلخ یک معترض

فروغ جوانی خاموش در التهاب خیابان؛ نگاهی به سرنوشت تلخ یک معترض
فروغ جوانی خاموش در التهاب خیابان؛ نگاهی به سرنوشت تلخ یک معترض

در تلاطم وقایع اعتراضی که فضای جامعه را در سال ۱۴۰۴ فراگرفته بود، نام علی روزبهانی به عنوان جوانی پرشور و فعال، بیش از پیش بر سر زبان‌ها افتاد. او که طبق شهادت نزدیکانش، از نخستین ساعات آغاز موج نارضایتی‌های اجتماعی، شانه به شانه دیگر هموطنانش در صف اول ایستادگی بود، گام در راهی گذاشت که سرانجام به پایانی غم‌انگیز و غیرمنتظره ختم گشت. فعالیت‌های او ابتدا در مراکز اقتصادی و تجاری پایتخت، از جمله بازار تهران، نمود یافت و سپس دامنه حضورش به دیگر نقاط پرتردد شهر کشیده شد. اما روز هجدهم دی ماه، نقطه‌ی انحرافی در مسیر زندگی او بود؛ در منطقه‌ی پرهیاهوی تهرانپارس، در میان انبوه جمعیت حاضر، بر اثر اصابت گلوله، جان باخت و پایان تلخی برای زندگی‌اش رقم خورد. این اتفاق دردناک، فراتر از یک حادثه‌ی صرفاً فردی، آینه‌ای در برابر فضای متشنج و پرمخاطره‌ی آن ایام است. پایداری و حضور قاطعانه جوانانی چون روزبهانی در بطن اعتراضات، بیانگر عمق نارضایتی‌های انباشته شده و اشتیاق طیف‌های گوناگون جامعه برای طرح مطالباتشان بود. در چنین بستری، وقوع حوادث ناگوار و درگیری‌هایی که منجر به صدمات جبران‌ناپذیر یا جان باختن افراد می‌گردد، متأسفانه اجتناب‌ناپذیرتر می‌شود. این خود، پرسش‌های اساسی در خصوص شیوه‌های مدیریت بحران و صیانت از امنیت شهروندان در فضاهای عمومی را برجسته می‌سازد. از دیدگاه کارشناسان، رویدادهایی نظیر این، نباید در هیاهوی اخبار روزمره رنگ ببازند. سرگذشت علی روزبهانی، همچون شماری دیگر از روایت‌های مشابه، سندی بر هزینه‌های سنگین اجتماعی است که گاهی اعتراضات با خود به همراه دارد. با این حال، نباید از ریشه‌های عمیق‌تر این نارضایتی‌ها غافل ماند. چگونه می‌توان فضایی امن و بدون ترس از خشونت و یا تهدید جانی فراهم نمود تا شهروندان بتوانند خواسته‌های خود را آزادانه بیان کنند؟ این پرسشی بنیادین است که مسئولان امر و همچنین جامعه‌ی مدنی باید به طور جدی با آن مواجه شوند. پرواز ناگهانی و اندوهبار علی روزبهانی، هشداری جدی برای جامعه تلقی می‌شود تا بیش از پیش به سرنوشت جوانانی که در دل بحران‌ها، شجاعانه به میدان می‌آیند، بیندیشد. از دست دادن یک سرمایه‌ی انسانی، به‌ویژه در سنین جوانی، ضایعه‌ای غیرقابل جبران است که پیامدهای روحی و اجتماعی گسترده‌ای برای خانواده و عزیزان او به همراه دارد. ضرورتاً باید سازوکارهایی بازدارنده در مواجهه با خشونت و استفاده از سلاح گرم در برخورد با معترضان اتخاذ گردد تا از تکرار چنین فجایع دلخراشی جلوگیری شود و بارقه‌ی امید به آینده‌ای بهتر برای همگان زنده بماند.