فوری
در حال دریافت اخبار...

مرگ دانش‌آموز در ایست بازرسی؛ تبعات تلخ حضور کودکان در خطوط دفاعی

مرگ دانش‌آموز در ایست بازرسی؛ تبعات تلخ حضور کودکان در خطوط دفاعی
مرگ دانش‌آموز در ایست بازرسی؛ تبعات تلخ حضور کودکان در خطوط دفاعی

حادثه‌ای دلخراش، مرگ علیرضا جعفری، دانش‌آموز ۱۱ ساله تهرانی را در یکی از ایست‌های بازرسی بزرگراه ارتش رقم زد و جامعه را در بهت فرو برد. این واقعه ناگوار که ظاهراً در جریان عملیات دفاعی روز ۲۰ اسفند ۱۴۰۴ رخ داد، پرسش‌های حیاتی درباره به‌کارگیری نوجوانان در ساختارهای امنیتی مطرح می‌کند. حضور این کودک در موقعیتی که پدرش به گفته مادرش برای "دفاع از ایران" در آن مستقر بود، زنگ خطری جدی برای آینده کودکان این مرز و بوم است. مادر علیرضا، صدف منفرد، کمبود نیرو در ارگان‌های امنیتی را عاملی برای حضور فرزند خردسالش در محل مأموریت پدر ذکر کرده است؛ اعترافی تکان‌دهنده که نشان می‌دهد فشارهای عملیاتی چگونه می‌تواند پروتکل‌های ایمنی را زیر پا گذاشته و کودکان را به کام خطر بکشاند. این اتفاق در حالی رخ می‌دهد که تنها چند روز پیش از آن، معاون فرهنگی سپاه تهران از احتمال کاهش سن مشارکت در گشت‌های امنیتی به ۱۲ سال خبر داده بود، گویی حضور نوجوانان در این نقاط حساس، نه استثنا، بلکه بخشی از یک برنامه سازمان‌یافته است. این رویکرد، با چشم‌پوشی از پیامدهای روحی و جسمی غیرقابل جبران برای کودکان، مسیر آینده‌سازان کشور را به سمت تجربه‌های تلخ و پرخطر سوق می‌دهد. به نظر می‌رسد ریشه‌ی این پدیده در خلأهای سازمانی و کمبود نیروی انسانی متخصص نهفته است؛ مشکلاتی که با طرح‌های سطحی و بدون عمق، نظیر برپایی غرفه‌های جذب در مکان‌های عمومی، تلاش در پر کردن آن‌هاست. این شیوه‌ها، نه تنها به ارتقاء سطح آمادگی و تخصص نیروها کمک نمی‌کنند، بلکه نوجوانان را در معرض موقعیت‌هایی قرار می‌دهند که نیازمند بلوغ فکری، آمادگی روانی و آموزش‌های تخصصی است. این رویکرد، به جای تقویت بنیان‌های امنیت ملی، با آسیب‌پذیر کردن قشر جوان، عملاً آن‌ها را به نقاط ضعف تبدیل می‌کند و نیازمند بازنگری اساسی و فوری در سیاست‌گذاری‌هاست.