فوری
در حال دریافت اخبار...

چرا قضات ایران، مدافعان نظامند نه عدالت؟

چرا قضات ایران، مدافعان نظامند نه عدالت؟
چرا قضات ایران، مدافعان نظامند نه عدالت؟

قانون "شرایط انتخاب قضات دادگستری" مصوب سال ۱۳۶۱، به وضوح گواه این مدعاست. این قانون، معیارهای اولیه ورود به کسوت قضاوت را بر پایه "ایمان"، "عدالت"، "تعهد عملی نسبت به موازین اسلامی" و "وفاداری به نظام جمهوری اسلامی ایران" تعریف کرده است. شایستگی‌های علمی و حقوقی نیز اگرچه ذکر شده‌اند، اما در ارتباطی تنگاتنگ با ساختار رسمی فقهی و قضایی تعریف گشته و بر مفاهیمی چون اجتهاد و مدارک مورد تأیید نهادهای دینی تأکید دارد.

تبصره یک همین قانون، بقای قضات در این جایگاه را نیز منوط به حفظ این شرایط دانسته و امکان جابجایی، بازنشستگی یا بازخرید قضاتی را که دیگر واجد این شرایط تلقی نمی‌شوند، پیش‌بینی کرده است. این حکم، صراحتاً نشان می‌دهد که وفاداری ایدئولوژیک، نه تنها کلید ورود به دستگاه قضایی، بلکه ضامن تداوم حضور در آن نیز محسوب می‌شود.

یکی دیگر از جنبه‌های برجسته این سیستم، ایجاد مسیری ویژه برای ورود طلاب حوزه‌های علمیه به دستگاه قضایی است. این روند، به ویژه پس از انقلاب، تسریع یافت و با تدوین آیین‌نامه‌های اجرایی، طلاب نیز در کنار فارغ‌التحصیلان دانشگاهی، در زمره داوطلبان اصلی قرار گرفتند. تفاوت ماهوی میان مسیر دانشگاهی و حوزوی، صرفاً در نوع مدرک تحصیلی نیست، بلکه در رویکرد به قانون، منبع مشروعیت حقوق و جایگاه قاضی تجلی می‌یابد.

به طور کل، فرایند شکل‌گیری قاضی در ایران، فراتر از آزمون و گزینش، یک فرآیند نهادینه‌سازی وفاداری و ایدئولوژیک‌سازی است که ابعاد مختلف حقوقی و اجتماعی جامعه را تحت تاثیر عمیق قرار می‌دهد.