پیوند دادن احتمالی بازیگران نیابتی به معادلات دریای سرخ، در بحبوحه ادامه جنگ یمن و تأثیرات گسترده آن بر کشورهای منطقه، میتواند لایههای جدیدی از پیچیدگی را به وضعیت موجود بیفزاید. در این میان، کشورهای درگیر بحرانهای داخلی مانند سودان، با توجه به فقدان ثبات سیاسی و درگیریهای داخلی، به بستری مناسب برای پیگیری اهداف ژئوپلیتیکی منطقهای تبدیل شدهاند. این امر علاوه بر تهدید جدی امنیت کشتیرانی بینالمللی، هزینههای اقتصادی ناشی از اختلال در زنجیرههای تأمین جهانی را نیز به طور چشمگیری افزایش خواهد داد.
تحلیلگران معتقدند توانایی جمهوری اسلامی در ایجاد یا تشدید تنش در نقاط استراتژیک از طریق شبکهای از نیروهای همسو، امری انکارناپذیر است. دریای سرخ، به سبب موقعیت کلیدیاش به عنوان گذرگاه اصلی دستیابی به کانال سوئز و اروپا، هدفی وسوسهانگیز برای هرگونه اقدام با هدف ایجاد اخلال یا اعمال فشار تلقی میشود. این موضوع، منطقه را در معرض تهدیداتی فراتر از منازعات صرفاً منطقهای قرار میدهد که پیامدهای جهانی در پی خواهد داشت.
با توجه به ضعف ساختاری و درگیریهای داخلی در سودان، گمانهزنیها حاکی از آن است که گروههایی با اهداف مشخص منطقهای ممکن است از خلاء قدرت در این کشور سوءاستفاده کنند. این سناریو میتواند آغازگر دورانی جدید از ناامنی در دریای سرخ باشد، جایی که منافع ملی کشورهای حاشیه و همچنین امنیت اقتصادی جهان با تهدیدات جدی روبرو خواهد شد. لذا، نظارت دقیق بر تحولات و اتخاذ رویکردهای پیشگیرانه توسط جامعه جهانی امری حیاتی تلقی میشود.

