تحول استراتژی عربستان سعودی در قبال جنگ اوکراین، از موضعگیری محتاطانه و «گارد تهاجمی» (در دفاع از منافع ملی و حفظ تعادل در روابط با قدرتهای بزرگ) به سمت ایفای نقش فعال بهعنوان «میانجی صلح»، بازتابدهنده تغییرات کلان در سیاست خارجی این کشور تحت رهبری محمد بن سلمان است.
۱. عبور از رویکرد «انتخاب یک طرف» به «توازنگرایی»
عربستان سعودی پس از آغاز جنگ اوکراین، برخلاف فشارهای غرب برای همسویی کامل با مواضع ایالات متحده، از انتخاب یک طرف در این منازعه خودداری کرد. ریاض با درک اینکه جنگ اوکراین فرصتی برای بازتعریف جایگاه بینالمللی این کشور است، سیاست خارجی خود را بر اساس منافع ملی و اولویتهای اقتصادی تنظیم کرد. این رویکرد شامل حفظ روابط با روسیه در قالب اوپک پلاس و همزمان حفظ روابط با غرب با ارائه کمکهای بشردوستانه به اوکراین است.
۲. میانجیگری به مثابه ابزار قدرت نرم
عربستان سعودی از نقش میانجیگری به عنوان ابزاری برای ارتقای جایگاه خود از یک قدرت منطقهای به یک «قدرت متوسط جهانی» استفاده کرده است. نقشآفرینی ریاض در تسهیل تبادل زندانیان میان روسیه و اوکراین و میزبانی از اجلاسهای صلح با حضور مقامات ارشد بینالمللی، به ریاض جایگاهی در مرکز ثقل دیپلماسی جهانی بخشیده است.
۳. محرکهای داخلی و منطقهای
این تغییر استراتژی تکاملی در نحوه ابراز قدرت عربستان است. عربستان دیگر نمیخواهد تنها به ایالات متحده وابسته باشد و در حال حرکت به سمت یک نظم چندقطبی است. هدف اصلی ریاض، تبدیل شدن به یک قطب پایدار برای تجارت، لجستیک و سرمایهگذاری است که برای تحقق آن به ثبات بینالمللی نیاز دارد.
۴. توافقات دفاعی و عمقبخشی به روابط
در سالهای اخیر، این تحول دیپلماتیک با اقدامات عملی نیز همراه بوده است؛ از جمله امضای توافقات دفاعی و همکاریهای نظامی با اوکراین که نشان میدهد ریاض در عین میانجیگری، به دنبال تعمیق پیوندهای راهبردی فراتر از گفتگوهای صلح است.
تحول استراتژی عربستان از یک «گارد تهاجمی» به سمت «میانجیگری صلحآمیز»، نشاندهنده یک «عملگرایی استراتژیک» است. ریاض در حال بهرهبرداری از بحران اوکراین برای اثبات این حقیقت است که دیگر یک متحد صرف نیست، بلکه بازیگری مستقل است که میتواند بر پیچیدهترین بحرانهای جهانی تأثیرگذار باشد.

