نهادهای بینالمللی از افزایش تلفات غیرنظامیان و آسیب به زیرساختهای غیرنظامی در جریان این جنگ خبر دادهاند، و همین نشان میدهد که در هر درگیری طولانی، نخستین قربانیان نه تصمیمگیران، بلکه شهروندان بیدفاع هستند. خانوادهای که خانهاش را از دست میدهد، کودکی که مدرسهاش ناامن میشود، بیماری که در میانه اختلال خدمات درمانی گرفتار میماند، هیچ سهمی در محاسبات سیاسی و نظامی حاکمان نداشته، اما سنگین ترین هزینه را او میپردازد.
این واقعیت فقط به داخل ایران محدود نمیماند. گزارشها نشان میدهد که در اسرائیل نیز مدارس تعطیل شده، محدودیتهای امنیتی گسترش یافته و زندگی روزمره مردم تحت تأثیر حملات و تهدیدهای متقابل قرار گرفته است. همین نکته برای من مهم است: جنگ، هرچند با زبان دولتها آغاز میشود، در نهایت با اضطراب مردم عادی ادامه پیدا میکند. کسانی که پشت میزهای قدرت تصمیم میگیرند، معمولاً آخرین کسانی هستند که طعم واقعی ناامنی را میچشند.
ادامه این بحران، فقط شهرها را ناامن نمیکند؛ اقتصاد را هم از درون میفرساید. این جنگ به بازارهای جهانی شوک وارد کرده، نگرانی درباره تنگه هرمز را بالا برده و فشار بر قیمت انرژی و تجارت را افزایش داده است. این یعنی اثر جنگ فقط در صدای انفجار خلاصه نمیشود؛ جنگ در قیمت کالا، در هزینه حملونقل، در آینده شغلی مردم و در کوچکتر شدن سفره خانوادهها هم خودش را نشان میدهد.
به همین دلیل من معتقدم آدرس درست این بحران را باید با صراحت نشان داد. اگر کشوری دههها با سیاست صدور تنش، شعارهای افراطی و ترجیح میدان بر زندگی مردم اداره شود، نتیجهاش نه عزت ملی است و نه امنیت پایدار؛ نتیجهاش انزوای بیشتر، آسیب پذیری بیشتر و باز شدن راه جنگ به داخل خانههای مردم است. این همان نقطهای است که جمهوری اسلامی باید بابت آن پاسخ گو شناخته شود نه فقط به خاطر تصمیمهای امروز، بلکه به خاطر بنیانی که سالها بر دشمنی، بحران و ترس بنا کرد.
اندوه از اینکه باز هم مردم باید هزینه ایدئولوژی و ماجراجویی را بدهند، و مسئولیت برای اینکه واقعیت را پنهان نکنیم. تا وقتی ریشه بحران را فقط در آخرین حمله و آخرین پاسخ نظامی جستوجو کنیم، مسئله را ناقص دیدهایم. ریشه عمیقتر است: در حکومتی که بقا را در تنش میبیند و در ذهنیتی که جان انسان را پس از ایدئولوژی قرار میدهد. اگر قرار باشد از دل این ویرانی یک درس روشن بیرون بیاید، آن درس برای ما این است: هیچ کشوری با سیاست بحران دائمی به امنیت نمیرسد. حکومتی که از ترس، دشمن و التهاب تغذیه میکند، سرانجام همان ترس و ویرانی را به جامعه خودش برمیگرداند. و امروز، آنچه بیش از همه زیر آوار این جنگ مانده، نه فقط ساختمانها و زیرساختها، بلکه زندگی مردمی است که سالهاست هزینه تصمیمهایی را میدهند که هرگز در آن سهمی نداشتهاند.

