بسیاری از این اعدامها در زندان های اوین، قزلحصار و رجایی شهر انجام شده و قربانیان عمدتاً معترضان، زندانیان سیاسی و قومی بودهاند. حتی در شرایط جنگی که بیمارستانها و مدارس زیر آتش هستند، رژیم با اتهامات واهی «محاربه» و «فساد فیالارض» معترضان را به سرعت به دار می کشد. همزمان، موج بازداشتهای گسترده ادامه دارد: بیش از ۳۵۰۰ نفر فقط در اسفند و فروردین به دلیل «اظهارنظر در شبکههای اجتماعی درباره جنگ» یا انتقاد از سیاستهای رژیم، خودسرانه بازداشت شدهاند.
شکنجه، اعترافات اجباری و محاکمات نمایشی در زندانها همچنان روال روزمره است. این واقعیت نشان میدهد که برای این رژیم، حفظ قدرت از جان مردم مهم تر است. حتی وقتی موشکها و بمبها روی سر مردم می ریزد، اولویت رژیم سرکوب داخلی است نه دفاع از مردم. گزارش مأموریت حقیقت یاب سازمان ملل در فروردین ۱۴۰۵ صراحتاً اعلام کرده که این اعدامها و بازداشتها «جنایت علیه بشریت» است و صرفاً ابزاری برای ارعاب و بقای رژیم محسوب میشود.
مقامات ارشد جمهوری اسلامی بارها اعلام کردهاند که «تا آخرین قطره خون» مقاومت میکنند. این تفکر باعث شده که حتی احتمال تخریب زیرساختهای حیاتی کشور از جمله برق، آب و پالایشگاهها را نادیده بگیرند. اگر این زیرساختها آسیب ببینند، فاجعه انسانی بی سابقه ای رخ خواهد داد و میلیونها نفر بدون نیازهای اولیه در شهرها گیر خواهند افتاد. رژیم با همان ذهنیت ایدئولوژیک که امروز اعدام میکند، فردا هم حاضر نیست برای نجات مردم قدمی بردارد.
مردم ایران امروز در دو جبهه در حال مرگ هستند: از یک سو بمبهای خارجی، از سوی دیگر گلوله و طناب دار رژیم. جمهوری اسلامی نه تنها عامل اصلی بحران است، بلکه با ادامه این سیاست جنایتکارانه، آیندهای تاریک تر از همیشه برای کشور رقم میزند. جامعه جهانی نمی تواند فقط تماشا کند. وقت آن رسیده که فشار واقعی بر سرکوبگران وارد شود: تحریم مقامات مسئول اعدامها، آزادی فوری زندانیان سیاسی و تحقیق بینالمللی درباره جنایات این رژیم در دل جنگ.
تا وقتی این ماشین جنایت متوقف نشود، ایران نه صلح خواهد دید و نه آیندهای. این رژیم باید برود؛ هر روزی که بماند، خون بیشتری ریخته شده و فاجعه بزرگ تری در انتظار است.

