اتاوا با صدور بیانیهای اختصاصی، خواستار خویشتنداری از سوی جمهوری اسلامی، اسرائیل و ایالات متحده شد و بر ضرورت پایبندی به حقوق بینالملل بشردوستانه، به ویژه حفظ جان غیرنظامیان و زیرساختهای شهری تاکید ورزید. این موضعگیری همزمان با فراخوان کانادا به احیای مسیر دیپلماسی و گفتگو برای پایان دادن به تنشهای منطقهای، رویکردی دوگانه را در قبال تهران آشکار میسازد. در حالی که تلاش برای کاهش دامنهی مناقشات نظامی اولویت یافته، اما سوابق تاریخی و سیاستهای اخیر کانادا نشان میدهد که این دعوت به مذاکره، بدون چشمپوشی از فشارهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی بر حکومتی که عامل بیثباتی و نقض حقوق بشر شناخته میشود، صورت نمیگیرد.
این رویکرد کانادا در حالی اتخاذ میشود که فضای بینالمللی نسبت به جمهوری اسلامی رو به تشدید است و سیاستمدارانی چون دونالد ترامپ، رئیسجمهور سابق آمریکا، با ابراز تردید نسبت به صداقت ایران در مذاکرات، خواستار دریافت هزینهی اتلاف وقت شدهاند. این تردید ریشه در تجربهی چهار دههی گذشته دارد که طی آن، تهران در بزنگاههای حساس، از مذاکرات به عنوان ابزاری برای خرید زمان و مدیریت افکار عمومی بهره برده است. در این میان، کانادا با نگرانی از اختلالات احتمالی در تنگه هرمز و پیامدهای آن بر ثبات بازارهای انرژی جهانی، بر اهمیت حیاتی عبور و مرور امن در این آبراه تاکید کرده و حفظ جریان پایدار انرژی را جزئی از محاسبات استراتژیک خود در مواجهه با بحرانهای منطقه میداند. این مسئله نشان میدهد نگرانی اتاوا صرفاً به پیامدهای انسانی درگیریها محدود نمیشود.
استراتژی کانادا بر محور دوگانگی استوار است: از سویی، خواهان کاهش تنش و بازگشت به مذاکرات است، و از سوی دیگر، ساختار حکومت ایران را تهدیدی امنیتی، منبع بیثباتی منطقهای و عامل سرکوب مستمر حقوق بشر میشناسد. اضافه شدن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به فهرست سازمانهای تروریستی و تداوم شناسایی ایران به عنوان دولت حامی تروریسم، نشاندهندهی نگاه کانادا به کلیت ساختار قدرت در جمهوری اسلامی است. تحریمهای اخیر علیه افراد و نهادهای مرتبط با برنامههای تسلیحاتی و فعالیتهای بیثباتکننده، گواه آن است که سیاست اتاوا بر ترکیبی از فشار سیاسی، امنیتی و اقتصادی، در کنار پیگیری مسیر دیپلماسی، بنا شده است. این رویکرد، تلاشی برای ایفای نقش در بحرانهای منطقهای بدون ورود مستقیم به درگیری نظامی، از طریق فشارهای هماهنگ با متحدان و حمایت از دیپلماسی است، اما این پرسش همچنان پابرجاست که آیا تکرار روند مذاکرات، در صورت عدم تغییر ماهوی در رفتار حکومت، قادر به مهار بحران خواهد بود؟

