در دل خاطرات تلخ و کمتر شنیدهشده دهه شصت، روایتهایی از زندان گرگان در پاییز ۱۳۶۲ تصویری ملموس از شیوههای ظالمانه دستگاههای امنیتی وقت آشکار میسازد. در این میان، بازداشت فردی سالخورده تنها به جرم «پدر توماج» بودن، نمادی تلخ از استراتژی حکومت برای فشار بر بزرگان و ریشسفیدان ترکمنصحرا شد. این رویکرد، فشار بر خانوادهها و وادار کردن آنان به مراجعه به شیوخ منطقه را هدف قرار میداد تا از این طریق، حکومتیها بتوانند با برقراری کانال ارتباطی، نفوذ خود را در میان رهبران محلی گسترش دهند.
این خاطره، که به واقعه بازداشت گروهی از شهروندان ترکمن در زندان بویه گرگان در مهرماه ۱۳۶۲ بازمیگردد، تنها شرحی از رنج زندانیان نیست، بلکه پرده از سیاستهای امنیتی و قضایی دوران برمیدارد. در این شیوه، با بازداشت افراد عادی از اقشار مختلف جامعه، اعم از دانشجویان، کارمندان، مؤذنان مسجد و کشاورزان، خانوادهها را به سوی شخصیتهای بانفوذ قومی و مذهبی سوق میدادند. این امر، نقش میانجیگری بزرگان را به اهرمی برای گسترش نفوذ ساختارهای امنیتی تبدیل میکرد و آنان را در موقعیتی دشوار برای پیگیری آزادی عزیزانشان وادار به همکاری با حکومت مینمود.
این الگو، که سالها پس از دهه شصت نیز در مناطق مختلفی چون خوزستان، کردستان و سیستان و بلوچستان با بازداشتهای گسترده و فشار بر معتمدان محلی مشاهده شده، نگرانی فعالان حقوق بشر را در مورد استفاده از بازداشتهای دستهجمعی به عنوان ابزار فشار بر ساختارهای اجتماعی و رهبران محلی افزایش داده است. شیرمحمد درخشنده توماج، که خود از چهرههای برجسته مبارزات ترکمنصحرا بود و در سال ۱۳۵۸ اعدام شد، اکنون نامش با این وقایع تلخ گره خورده و یادآور سرکوب رهبران ترکمن در آن دوران است.

